من مایلم اهمیت بعضی از اتفاق هارا پاک کنم و وضعیت اغازین را بازسازی کنم .اما هر لحظه از زندگی من توده ای از وقایع تازه را به همراه دارد که هریک به تنهایی اهمیت خود را دارد به طوری که هرچه سعی میکنم به نقطه شروع برگردم... به نقظه ی صفر, بیشتر از ان دور می شوم تمام حرکات من سعی بر این دارند که اهمیت اعمال پیشین را پاک کنند حتی در این کار هم موفق میشوند و تا امید ارامشی در من ایجاد میشود نمیتوانم که فراموش کنم هریک از کوشش های من برای پاک کردن ماجراهای پیشین .بارانی از ماجراهای تازه را به وجود می اورد که وضع را مشکل تر می کند.ماجراهایی که به نوبه ی خود باید انها را ناپدید کنم ..خلاصه کنم...

شبی از شب های زمستان مسافری /ایتالیو کالوینو


برچسب‌ها: کتاب را بگیر بالا ببینم گاهی هم برگرد و
+ سه شنبه 3 دی1392 نیلوفرفرجیان